échéance

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\e.ʃe.ɑ̃s\/

اسم

  1. موعدی که پرداخت بدهی سررسید می‌شود
  2. موعد هر مهلتی
  3. مبلغی که پرداخت آن باید در تاریخ معین انجام شود

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ échéancer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ échéancer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ échéancer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ échéancer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ échéancer

مثال‌ها