diminution

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\di.mi.ny.sjɔ̃\/

اسم

  1. کاهش، کم شدن
  2. تخفیف، کسر قیمت
  3. تنگی، باریک شدن
  4. کاهش ارزش زمانی نت (در موسیقی)
  5. کاهش سرعت
  6. کم کردن دانه‌ها (در بافتنی)
  7. تسکین، فروکش کردن
  8. ضعف، زوال
  9. نوعی تزئین موسیقایی با نت‌های سریع (در دوره رنسانس و باروک)

مثال‌ها