dépression

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.pʁɛ.sjɔ̃\/

اسم

  1. پایین آمدن سطح یا فرورفتگی
  2. فرورفتگی طبیعی یا تصادفی در بخشی از بدن
  3. پایین‌تر بودن افق ظاهری از افق واقعی
  4. کاهش فشار جو
  5. منطقه کم‌فشار جو
  6. حالت روانی با افت خلق، بی‌خوابی و از دست دادن لذت
  7. بحران شدید اقتصادی با کاهش تولید و مصرف
  8. کاهش محسوس

مثال‌ها