contremander

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.tʁə.mɑ̃.de\/

Conjugaison du verbe contremander

فعل

  1. کسی را از اجرای دستور یا پذیرش دعوت منصرف کردن

مثال‌ها