contrepoint

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.tʁə.pwɛ̃\/

اسم

  1. هنر آهنگسازی چندصدایی
  2. عنصر متضاد که تعادل ایجاد می‌کند

مثال‌ها