که دارای زندگی است، که به گونهای سازمانیافته که زنده بماند
که زنده است، که هنوز نمرده
که برجا میماند و دوام میآورد
که از شخص زنده مشتق شده
که جاندار و سرزنده است
دقیق
اسم
دوره زندگی
مجموعه موجودات دارای زندگی
مثالها
La biologie étudie les organismes vivants. — زیستشناسی موجودات زنده را مطالعه میکند.
Un organisme vivant est un ensemble organisé de matière qui tend à maintenir l’état homéostatique par une utilisation concertée d’énergie. — یک موجود زنده مجموعهای سازمانیافته از ماده است که با استفاده هماهنگ از انرژی، حالت همایستایی را حفظ میکند.
– Nom d’un chien ! – marmonna-t-il. – Je n’ai aucune sympathie pour les cadavres… J’aimerais mieux, ma foi, que l’individu fût vivant. — — به نام سگ! — غرغر کرد. — هیچ همدردی با اجساد ندارم… راستش را بخواهید، ترجیح میدادم فرد زنده باشد.
C’est que, dit le petit, le garde me mettrait en prison, s’il trouvait dans mes fagots du bois vivant… — این است که، پسر کوچک گفت، نگهبان مرا به زندان میاندازد، اگر در بستههایم چوب زنده پیدا کند…
Carmen est morte, l’innocente et plaintive Carmen. Mais la chanson est plus vivante que jamais, plus impitoyable que jamais, plus torturante que jamais. — کارمن مرده، کارمن معصوم و غمگین. اما آهنگ زندهتر از همیشه، بیرحمانهتر از همیشه، شکنجهگرتر از همیشه است.
[…] ce terme est très fréquent dans toute la microtoponymie du Mâconnais ; il est même tellement vivant que les géomètres des cadastres l’ont considéré comme une forme correcte […] — […] این اصطلاح در تمام میکروتوپونیمی ماکونه بسیار رایج است؛ حتی آنقدر زنده است که نقشهبرداران کاداستر آن را شکلی صحیح دانستهاند […]