combiner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.bi.ne\/

Conjugaison du verbe combiner

فعل

  1. جمع کردن چندین چیز با قرار دادن آن‌ها دو به دو
  2. تنظیم کردن، چیدن چیزها با هم به ترتیب خاص
  3. محاسبه کردن، چیدن به گونه‌ای که به نتیجه خاصی برسد
  4. سازماندهی امور غیراخلاقی به صورت کاملاً محرمانه
  5. متحد کردن دو یا چند جسم به گونه‌ای که فقط یک جسم تشکیل دهند

مثال‌ها