cloître

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\klwatʁ\/

اسم

  1. بخشی از صومعه که با حصار از بقیه ساختمان جدا شده است
  2. بخشی از صومعه که به شکل راهروها ساخته شده و در وسط آن باغ یا صحن دارد
  3. صومعه
  4. محوطه خانه‌هایی که قبلاً کشیشان کلیساهای جامع یا کالج در آن ساکن بودند
  5. ساختمانی که حیاط بسته‌ای را احاطه کرده است

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ cloîtrer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ cloîtrer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ cloîtrer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ cloîtrer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ cloîtrer

مثال‌ها