charnière

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ʃaʁ.njɛʁ\/

اسم

  1. لولای متحرک دو قطعه فلز یا چوب که با میخ به هم وصل شوند
  2. محل اتصال دو کفه صدف
  3. نخ توخالی
  4. ابزار حکاک سنگ
  5. جای طعمه
  6. لحظه تاریخی تغییرات مهم
  7. تکه کاغذ چسب‌دار برای الصاق تمبر در آلبوم
  8. دو بازیکن رابط عقب‌ها و جلوها در راگبی
  9. نقطه اتصال دو راهبرد
  10. مفصل
  11. ناحیه میان مقعد و واژن
  12. بخش تنه درخت میان برش و شکاف برای جلوگیری از جدا شدن

صفت

  1. نشان‌دهنده پیوند دو دوره

مثال‌ها