charpenter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʃaʁ.pɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe charpenter

فعل

  1. تراشیدن و چهارگوش کردن تخته‌های چوب.
  2. خوب شکل دادن، ساختار دادن.
  3. درشت بریدن، ناشیانه تراشیدن، شکاف ایجاد کردن.

مثال‌ها