brailler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bʁɑ.je\/

Conjugaison du verbe brailler

فعل

  1. فریاد زدن؛ داد و فریاد کردن؛ با صدای خیلی بلند حرف زدن.
  2. با فریاد گریه کردن.
  3. شکایت کردن.
  4. با صدای بلند اما نه خیلی هماهنگ آواز خواندن.
  5. با صدای خیلی بلند فریاد زدن، عرعر کردن، حرف زدن یا آواز خواندن.
  6. صدای مخصوص خود را درآوردن (در مورد طاووس).

مثال‌ها