brak
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\bʁak\/
اسم
شاهماهی نیمهخشک
Mots liés
brake
brake
brame
bramer
bramine
bran
brancard
brancardier
branchage
branche
branché
branchée
branchées
branchement
brancher
branchés
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی