درخت یا درختچهای با پوستِ روشن و بیشتر سفید، برگهای خزانکننده و گلهایی گردآمده در شاتون، از سردهٔ Betula (تیرهٔ توسیان)؛ توس یا غان.
چوبِ روشنِ درختِ توس، که بهویژه در نجاری، کابینتسازی و ساختِ تختهٔ چندلایه به کار میرود.
مثالها
On y plante principalement des pins, des bouleaux, des marsaults, et des aulnes ; quelques-unes de ces essences réussissent assez bien. — در آنجا عمدتاً کاجها، توسها، بیدها و توسکاها کاشته میشوند؛ برخی از این گونهها به خوبی رشد میکنند.
Nous gagnâmes une clairière entourée de pins sombres, parmi lesquels se détachaient comme des squelettes quelques rares bouleaux blancs. — به یک بیشهزار رسیدیم که دور تا دورش کاجهای تیره احاطه کرده بود و چند توس سفید نادر مانند اسکلت از میانشان خودنمایی میکردند.
Quand elle voyageait avec son père, elle avait vu des pays où l’écorce du bouleau servait à fabriquer des boissons. — وقتی با پدرش سفر میکرد، کشورهایی را دیده بود که پوست توس برای ساختن نوشیدنیها به کار میرفت.