bouler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bu.le\/

Conjugaison du verbe bouler

فعل

  1. باد کردن (خمیر نان)، گلوله شدن، خود را مچاله کردن.
  2. گرد شدن، شکل گلوله به خود گرفتن.
  3. (کشاورزی) متورم شدن ریشه دانه کاشته شده.
  4. باد کردن چینه‌دان (در مورد کبوتر).
  5. با عجله و نامفهوم حرف زدن (در تئاتر)، تپق زدن.
  6. قل خوردن و افتادن (مثل خرگوش شکار شده)، با سر زمین خوردن.
  7. سرنگون کردن، روی زمین غلتاندن.
  8. کشتن حیوانی که پس از تیر خوردن مثل گلوله جمع می‌شود.
  9. (در مورد انسان) زمین زدن، از پا درآوردن.
  10. (در مورد اشیاء) واژگون کردن.
  11. ویران کردن، فروریختن (به ویژه ساختمان).
  12. (متعدی) کتک مفصل زدن، به باد کتک گرفتن.
  13. خاک‌برداری کردن با بولدوزر.

مثال‌ها