صوتی برای نشان دادنِ تردید یا رد کردنِ چیزی؛ اِه، برو بابا
صوتی برای نشان دادنِ انصراف و بیخیالی؛ ولش کن، بیخیال
کلمهای که گوینده برای خریدن زمان جهت فکر کردن و تصمیمگیری استفاده میکند.
مسلماً، البته (که).
مثالها
— Lui ! célèbre ?
— Mais on ne parle que de lui !…
— Ah ! bah ! s’écria Lisbeth. — — او! مشهور؟ — اما تمامِ حرفْ حرفِ اوست!… — اِه، برو بابا! لیزبت فریاد زد.
Bah ! vous croyez, Madame, dit le roi d’un air qui indiquait qu’il n’ajoutait pas grande foi aux prédictions de sa mère. — اِه! شما باور میکنید، مادام؟ پادشاه چنان گفت که پیدا بود چندان به پیشگوییهای مادرش دل نبسته است.
Bah, foutons la paix à Victorien. — بیخیال، ویکتورین را به حالِ خود بگذاریم.
— Vous ne pouvez pas épouser un Eugène Duthoit. D’abord, « Eugène », c’est un nom ridicule !
— Ah ! bah ! — — تو نمیتوانی با یک اوژن دوتوآ ازدواج کنی. اولاً «اوژن» نامِ مسخرهای است! — اِه، ولش کن!
« T'es allé en cours hier après-midi ? » « Bah oui, pourquoi ? » — «دیروز بعدازظهر به کلاس رفتی؟» «البته، چرا؟»
– Mon ami, lui dit-elle aussitôt, je viens d’apprendre quelque chose d’excessivement triste. Le pauvre Saint-Père est emprisonné.
– Pas possible ! fit Amédée comme il aurait dit : Bah ! — – دوست من، فوراً به او گفت، تازه چیزی فوقالعاده غمانگیز یاد گرفتم. پدر مقدس فقیر زندانی است.
– غیرممکن! آمدی گفت همانطور که میگفت: بههرحال!