recevoir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁə.sə.vwaʁ\/

Conjugaison du verbe recevoir

فعل

  1. گرفتن و پذیرفتن آنچه به کسی داده یا پیشکش می‌شود
  2. (پول یا حقی را) گرفتن، وصول کردن
  3. (کالا، آذوقه یا نیرو) تحویل گرفتن
  4. (نامه یا بسته‌ای را) دریافت کردن
  5. کسانی را که نزد آدم فرستاده‌اند پذیرفتن
  6. (نعمت، لطف یا پاداشی را از خدا یا مردم) دریافت کردن
  7. به مقامی منصوب شدن؛ نشان یا منصبی گرفتن
  8. (آسیب یا ناخوشایندی را) خوردن، دیدن، متحمل شدن
  9. (اثر یا تغییری را) پذیرفتن، برداشتن
  10. (چیزی را از دیگری) گرفتن، به ارث بردن، فراگرفتن
  11. (دستور یا مأموریتی را) گرفتن
  12. (آیین‌های مقدس مسیحی را) پذیرفتن
  13. (نور، رنگ یا ویژگی‌ای را) از جایی گرفتن
  14. (ظرف یا رودخانه) چیزی را در خود گرفتن، پذیرا بودن
  15. (دربارهٔ اشخاص) گرفتن، در آغوش گرفتن، نگه داشتن
  16. (قول یا تعهدی را) از کسی گرفتن
  17. (امانت یا رازی) به او سپرده شدن
  18. (پیشنهاد یا عذری را) پذیرفتن، قبول کردن
  19. از کسانی که به دیدن آدم می‌آیند پذیرایی کردن
  20. مهمان به خانه راه دادن؛ روز پذیرایی داشتن
  21. جا دادن، پناه دادن
  22. پذیرفتن، مجاز شمردن
  23. با تشریفات، کسی را در مقام یا شغلی نشاندن؛ (در آزمون) قبول کردن
  24. گردن نهادن به قانون، قاعده یا حقیقتی پذیرفته‌شده
  25. پذیرای چیزی بودن، قابلیت پوشش یا نصب داشتن
  26. (ورزش) روی زمین فرود آمدن

مثال‌ها