شیئی که در ذخیره نگه داشته میشود تا در صورت نیاز جایگزین اشیاء مشابه شود
حق تعویض جدید که از صادرکننده چک وقتی اعتراض شده دریافت میشود
مثالها
Les animaux de rechange qui n’avaient pas travaillé ce jour-là mugissaient au fond de l’étable en entendant revenir leurs actifs compagnons. — چهارپایانِ یدکی که آن روز کار نکرده بودند، با شنیدنِ بازگشتِ همکارانِ سرِ کارشان، در تهِ اصطبل بانگ برمیداشتند.
La vapeur, tant pour le service de la machine et d’une pompe spéciale que pour le chauffage des bassines, est produite par deux chaudières dont une de rechange. — بخار، هم برای کارِ ماشین و یک تلمبهٔ ویژه و هم برای گرم کردنِ تشتها، با دو دیگِ بخار تولید میشود که یکی از آنها یدکی است.
Comme linge de rechange, nous avons en tout et pour tout deux mouchoirs. — بهعنوانِ لباسِ زیرِ یدکی، رویِهمرفته دو دستمال داریم و بس.
Payer le change et le rechange. — پرداختِ برات و برواتِ برگشتی.