pressentir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁe.sɑ̃.tiʁ\/

Conjugaison du verbe pressentir

فعل

  1. پیش‌بینی مبهم چیزی با احساسی غیرمنطقی
  2. پیش‌بینی یا حدس زدن
  3. جستجو برای کشف نظرات یا احساسات کسی درباره چیزی
  4. کسب اطلاع از نیت کسی که قصد سپردن مسئولیت به او را داریم

مثال‌ها