animer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.ni.me\/

Conjugaison du verbe animer

فعل

  1. جان بخشیدن، زنده کردن؛ به پیکری سازمند زندگی دادن.
  2. (مجازی) جان دادن، زنده و پرتحرک کردن.
  3. به اثر فکری یا سخنرانی نیرو و حرارت دادن (با جملات زنده و درخشان یا با لحن زنده خواندن/گفتن).
  4. برانگیختن، دلگرم کردن.
  5. (قدیمی) خشمگین کردن، برآشفتن.
  6. (نادر) راندن، به حرکت درآوردن.
  7. (اسب‌دوانی) اسب را راندن و آهنگ دویدنش را تعیین کردن.

مثال‌ها