alignement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\a.li.ɲə.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل هم‌تراز کردن.
  2. خطی که توسط خدمات راهسازی برای جهت خیابان مشخص شده.
  3. خط اشیایی که طبق جهت دلخواه قرار گرفته‌اند.
  4. قرار دادن نیروها در ردیف.
  5. روش قرار دادن توالی نوکلئوتیدها یا اسیدهای آمینه زیر هم برای مقایسه.
  6. قرار دادن عنصری به شکلی خاص نسبت به بقیه.
  7. همسوسازیِ هوش مصنوعی برای عمل بر پایهٔ ارزش‌های اخلاقی و خواستِ سازندگانش

مثال‌ها