gon
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · سایر
اسم
گِراد؛ یکایِ اندازهگیریِ زاویهٔ مسطح.
سایر
نماد grade، واحد اندازهگیری زاویه صفحه
Mots liés
grade
gonadophobie
gond
gondole
gondoler
gondolier
gone
gonfalon
gonfalonier
gonfanon
gonflable
gonflé
gonflée
gonflées
gonflement
gonfler
gonflés
gong
gonie
goniomètre
goniomètre
goniométrie
gonorrhée
gonzesse
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی