gondoler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɡɔ̃.dɔ.le\/

Conjugaison du verbe gondoler

فعل

  1. برآمده شدن و باد کردن، در مورد چوب، مقوا و مانند آن.
  2. تاب برداشتن، به ویژه در اثر رطوبت.
  3. بلند خندیدن؛ از خنده به خود پیچیدن.

مثال‌ها