diffusion

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\di.fy.zjɔ̃\/

اسم

  1. عمل پخش کردن در همه جهات
  2. نفوذ یا مهاجرت مواد شیمیایی در مایع یا گاز
  3. گسترش گاز، گرما، نور یا صدا
  4. پراکندگی امواج هنگام برخورد با مانع
  5. انتقال گرما بین دو ناحیه بدون جابجایی ماده
  6. سبک فاقد ایجاز و پراکنده
  7. تغییر جهت و انرژی ذره بر اثر برخورد
  8. توزیع
  9. پخش برنامه رادیویی یا تلویزیونی
  10. دوپینگ نیمه‌هادی با گاز در دمای بالا
  11. انحراف تابش در جهات متعدد
  12. اطلاع‌رسانی و ترویج کتاب به کتابفروشان

مثال‌ها