coupon

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ku.pɔ̃\/

اسم

  1. ته‌طاقه، تکه‌پارچه باقی‌مانده
  2. نوعی اوراق اعتباری، کوپن
  3. کوپن بهره (برگه ضمیمه اوراق بهادار)
  4. بلیت گروهی برای یک لژ نمایش
  5. دسته هیزم‌های به هم بسته‌شده
  6. حواله تبادل، کوپن تبادل کالا
  7. کوپن تخفیف (کاغذی یا دیجیتالی)
  8. قبض رزرو، رسید جا

مثال‌ها