novi
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\nɔ.vi\/
اسم
کسی که با وعده ازدواج متعهد شده
کسی که بهتازگی ازدواج کرده است
مثالها
Mais enfin, Magali, quand un homme a une novi, il en parle, il lui envoie des fleurs, ….
Mots liés
novial
novial
novice
novice
noviciat
noyade
noyau
noyer
noyer
NSA
nu
nu
nu comme un ver
nu-propriétaire
nuage
nuager
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی