atermoyer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.tɛʁ.mwa.je\/

Conjugaison du verbe atermoyer

فعل

  1. به تعویق انداختن پرداخت
  2. به تأخیر انداختن چیزی
  3. به تعویق انداختن، وقت خریدن؛ تعلل کردن
  4. توافق برای مهلت یا تأخیر

مثال‌ها