retarder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁə.taʁ.de\/

Conjugaison du verbe retarder

فعل

  1. به تأخیر انداختن؛ درنگ کردن.
  2. از رفتن، حرکت یا پیشرفت بازداشتن؛ باعث تأخیر چیزی شدن.
  3. به تأخیر انداختن.
  4. در مورد ساعت یا ساعت دیواری که خیلی کند کار می‌کند گفته می‌شود.

مثال‌ها