pignouf

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · صفت · /\pi.ɲuf\/

اسم

  1. مردی زمخت و بی‌ادب
  2. مرد ناشناس
  3. شاگرد کفاش
  4. میوه خیالی غذای جانور خیالی
  5. خودارضایی

فعل

  1. خودارضایی کردن

صفت

  1. زمخت و بی‌ادب

مثال‌ها