écrasement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\e.kʁaz.mɑ̃\/

اسم

  1. له‌شدگی، خرد شدن.
  2. سرکوب، در هم شکستن (دشمن).
  3. سقوط و برخورد هواپیما با زمین.
  4. از دست دادن کامل انگیزه و شور و شوق.

مثال‌ها