dalle
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\dal\/
اسم
واحد پول قدیمی مورد استفاده در برخی شهرهای آلمان (سکه دال).
سکه قدیمی پنج فرانکی.
پول (در اصطلاح عامیانه).
فقط در اصطلاح que dalle به معنای «هیچی» استفاده میشود (هیچ / پشیز).
مثالها
Noms des pièces d’argent : écu ou dalle.
—
نام قطعات نقره: اکو یا دال.
Le dalle germanique (argent), vaut 5 francs, 75 centimes.
—
دال ژرمنی (نقره) پنج فرانک و هفتاد و پنج سانتیم ارزش دارد.
Ils font payer cinq livres à l’entrée et nous on touche que dalle.
—
آنها پنج پوند برای ورود میگیرند و ما هیچ پولی نمیگیریم.
Mots liés
que dalle
dallage
daller
avoir la dalle
pierre
conduit
écran
rigole
tuyau
canal
plaqué
carreau
caniveau
gouttière
pavé
stèle
dalmatique
dalot
daltonien
daltonien
daltonienne
daltonisme
dam
dam
damage
daman
damas
damasquinage
damasquiner
damasquinerie
damasquineur
damasquinure
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی