plante

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\plɑ̃t\/

اسم

  1. گیاه، رستنی.
  2. گیاه (نام عام)؛ همهٔ رستنی‌ها، جانداران فرمانرو گیاهان، یعنی یوکاریوت‌هایی که در یاخته‌هایشان کلروپلاست دارند.
  3. (خودمانی) گیاه علفی، علف؛ گیاه غیرچوبی.
  4. گیاه دارویی
  5. (تاکداری) تاک جوان، تاکستان تازه.
  6. کف پا؛ بخش زیرین پا که بدن هنگام ایستادن بر آن تکیه دارد.

مثال‌ها