parole

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صوت · /\pa.ʁɔl\/

اسم

  1. قوهٔ گویایی؛ توانِ طبیعیِ سخن گفتن
  2. لحن و آهنگِ سخن؛ کیفیتِ بیان
  3. نحوهٔ ادای واژه‌ها؛ فصاحت و شیوهٔ بیان
  4. سخن گفتن؛ به کار بستنِ قوهٔ گویایی
  5. سخن؛ واژه یا رشته‌واژه‌ای که اندیشه‌ای را می‌رساند
  6. گفته؛ مجموعهٔ واژه‌ها از نظرِ اندیشه یا احساسی که می‌رسانند
  7. سخن؛ اندیشه یا نظری که در جمله‌ای بیان می‌شود
  8. کلامِ مقدس؛ کتابِ آسمانی و موعظه‌هایی که آن را می‌گشایند
  9. واژه و عبارت، از دیدِ هنرِ گفتن و نوشتن
  10. متنِ ترانه؛ کلامِ آهنگ، شعرِ کانتات، لیبرتوی اپرا
  11. (کهنه) تندی و ترشیِ کلام؛ حرف‌های نیش‌دار
  12. قول؛ تعهد یا اطمینانِ شفاهی
  13. حرفِ توخالی؛ وعدهٔ پوچ، در برابرِ عمل
  14. پیامی که از سوی کسِ دیگر می‌برند

صوت

  1. کوتاه‌شدهٔ «به شرافتم قسم»؛ جدی می‌گویم، قسم می‌خورم

مثال‌ها