parrainage
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\pa.ʁɛ.naʒ\/
اسم
- کیفیت پدرخوانده یا مادرخوانده بودن.
- پشتیبانی معنوی شخص صاحبنفوذ از یک طرح یا فعالیت.
- حمایت مادی از یک رویداد، شخص، محصول یا سازمان برای کسب سود مستقیم.
- معرفی نام شخص مناسب به شرکت توسط مشتری برای پیشنهاد تجاری.
- راهبرد شرکتی مبتنی بر چنین روشهایی.
مثالها
- Prêter, accorder son parrainage à une œuvre.
- Dans le cadre des opérations de parrainage sportif, l’entreprise associe son nom ou sa marque à un sportif ou un événement sportif.