piston

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\pis.tɔ̃\/

اسم

  1. پیستون (در موتور یا پمپ)
  2. عامل حرکت
  3. پارتی، توصیه‌نامه (پارتی‌بازی)
  4. پیستون (دکمه سازهای بادی)
  5. ساز کورنت (نوعی ساز بادی)
  6. پمپ شیشه‌گری
  7. درپوش یا پیستون تخلیه (در توالت)
  8. دکمه فشاری برای باز کردن جعبه
  9. کاپیتان (عامیانه)
  10. دانشجوی مدرسه مرکزی فرانسه
  11. اختلاف فاز ناشی از تلاطم جوی
  12. پیستون تمیزکننده لوله (پیگ)
  13. بازیکن پیستون (در فوتبال)

صفت

  1. مزاحم
  2. خیلی خوب، عالی

مثال‌ها