conciliation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.si.lja.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل آشتی دادن افراد، نظرات یا منافع؛ نتیجه این عمل
  2. حضور نزد قاضی یا شخص مجاز برای تلاش در آشتی قبل از شروع دادرسی مدنی
  3. عمل تطبیق متون یا قوانینی که به نظر متناقض می‌رسند

مثال‌ها