forclos
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · /\fɔʁ.klo\/
صفت
محبوس از بیرون
کسی که حقی را از دست داده زیرا در مهلت مجاز استفاده نشده
Mots liés
forclusion
fore
fore
foreman
forer
forest
forestier
forestier
forestière
forestière
forêt
foretage
foreur
foreuse
forfaire
forfait
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی