forfaire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɔʁ.fɛʁ\/

Conjugaison du verbe forfaire

فعل

  1. قابل مصادره کردن
  2. نقض وظیفه عمومی یا ارتکاب خطای سنگین

مثال‌ها