forclusion

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fɔʁ.kly.zjɔ̃\/

اسم

  1. عمل محروم کردن یا نتیجه آن
  2. شرط تقسیم سرمایه میان وارثان در برخی تونتن‌ها

مثال‌ها