حقی که واسال برای بازستاندنِ تیول به اربابِ خود میپرداخت.
مثالها
Nul autre ne se fit alors entendre, sauf les voix des domestiques, qui […] se disputaient entre eux les restes de vin et les reliefs des repas que l’on avait servis aux spectateurs. — هیچکس دیگری در آن زمان شنیده نشد، جز صداهای خدمتکاران، که […] میان خودشان بر سر باقیمانده شراب و بازمانده غذاهایی که به تماشاگران سرو شده بود، دعوا میکردند.
Elle se dirigea vers un marchand d’arlequins. Triste endroit pour souper ! On y servait, réuni sur une seule assiette, un mélange hétéroclite (d’où son nom) de reliefs plus ou moins avariés, collectés dans les restaurants voisins. — او به سمت یک فروشنده هارلکین رفت. مکان غمانگیزی برای شام! آنجا مخلوطی ناهمگون (از همین رو نامش) از بازماندههای کمابیش فاسد، جمعآوریشده از رستورانهای همسایه، را روی یک بشقاب سرو میکردند.
À mes pieds, les reliefs d'un kebab gisaient dans une boîte en polystyrène jaune. Avec les remugles de sauce samouraï, un souvenir remonta à la surface. — در پای من، بازماندههای یک کباب در جعبهای از پلیاستایرن زرد افتاده بود. با بوی سس سامورایی، خاطرهای به سطح آمد.