épi

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\e.pi\/

اسم

  1. سنبله
  2. خوشه
  3. موی سرکش که جدا از بقیه می‌ایستد
  4. نوعی بانداژ شبیه خوشه جو
  5. چیدمانِ آجرهای کف‌فرش، که از لبه و به‌صورتِ مورّب کار گذاشته می‌شوند.
  6. سازۀ آبی برای تغییر جریان و استحکام ساحل
  7. قفسه کتاب وسط اتاق
  8. مترادف اپی‌مورفیسم
  9. پارک خودرو به صورت مورب
  10. عنصر تزئینی روی خط‌الرأس بام

مثال‌ها