حرفِ ندا برای مهار کردن یا فرو نشاندنِ تندی، بیقراری، بیصبری یا خشمِ کسی
فرمول ادب که طلب بخشش شنوندگان را میکند
مثالها
Ce qui venait de tomber sur le lit, en un mince lambeau soyeux, léger et lent, c’était le corsage qui la serrait doucement au cou, et fort à la taille… — آنچه بر تخت افتاده بود، تکهای نازک، ابریشمی، سبک و آهسته، سینهبندی بود که به آرامی دور گردنش میپیچید و محکم دور کمرش.
Après trois mois, je commençais à ne plus me contenter de la part qui m’était faite, et je caressais doucement la main d’Henriette en essayant de transborder ainsi les riches voluptés qui m’embrasaient. — پس از سه ماه، دیگر به بخشی که به من داده شده بود راضی نبودم و به آرامی دست هانریت را نوازش میکردم و سعی میکردم لذتهای غنی که مرا میسوزاند از این راه منتقل کنم.
Il saisit Héloïse, l'enlève entre ses bras […], et la transporte doucement, parmi les couvertures qu'il rabat sur elle. — او هلوئیز را گرفت، او را بین بازوهایش بلند کرد و به آرامی میان پتوهایی که روی او میکشید حمل کرد.
Cette affaire veut être conduite doucement. — این کار باید با ملایمت پیش برود.
Vous marchez bien doucement. — Allez doucement. — شما خیلی آهسته راه میروید. — آهسته بروید.
[…] ; et l’on voyait déjà quelques embarcations filer doucement sur l’eau que battaient les grands avirons, pareils à des vols de goélands lents et bas. — چند قایق کوچک را میدیدند که به آرامی روی آبی که پاروهای بزرگ میزدند، مانند پرواز مرغهای دریایی آهسته و پایین، حرکت میکردند.