مصالح (موادی که انسان برای ساخت ابزار و بنا جمعآوری میکند)
جزء سازنده، عنصر تشکیلدهنده
ماده اولیه برای واکنش شیمیایی
دستمایه، مواد و اطلاعات (برای خلق یک اثر هنری، مقاله یا کار فکری)
مثالها
Le coton est un matériau qu'on utilise pour faire des vêtements. — پنبه مادهای است که برای ساخت لباس استفاده میشود.
L’homme primitif […] ne savait mettre en usage que des os, des cailloux, des débris de silex, et c’est avec ces matériaux qu’il fabriquait ses armes grossières et ses rares ustensiles, ainsi que le font encore quelques peuplades sauvages de la Polynésie. — انسان اولیه […] فقط میدانست از استخوانها، سنگریزهها و خردههای سنگ چخماق استفاده کند و با این مواد سلاحهای خشن و ابزارهای نادرش را میساخت، همانطور که هنوز برخی قبایل وحشی پلینزی انجام میدهند.
Le gel ayant fendu la pierre, M. de Coëtquidan a fait refaire la tombe entière dans un matériau d’une meilleure qualité. — یخبندان سنگ را شکافته بود، بنابراین آقای دو کوئتکیدان دستور داد کل قبر را با مادهای با کیفیت بهتر دوباره بسازند.
[…] on y observe aussi des matériaux d’origine erratique (porphyre à labrador des hauteurs de Ternuay, diorite de Château-Lambert, etc.). — […] همچنین در آنجا مواد با منشأ نامنظم (پورفیر لابرادور از ارتفاعات ترنوآی، دیوریت شاتو-لامبر و غیره) مشاهده میشود.
L’alimentation a pour but de faire pénétrer dans l’organisme animal les matériaux nécessaires à la nutrition. — هدف تغذیه وارد کردن مواد لازم برای تغذیه به بدن حیوان است.
[…] mais au milieu de cette richesse illusoire de matériaux, le géographe se tromperait fort s’il croyait avoir les moyens de déterminer avec précision le nombre des habitants de l’Inde. — […] اما در میان این ثروت توهمی مواد، جغرافیدان سخت در اشتباه خواهد بود اگر فکر کند ابزارهای لازم برای تعیین دقیق تعداد ساکنان هند را دارد.