مربوط به ایسلند، زبان، ساکنان و فرهنگ آن (ایسلندی).
اسم
زبان رایج در ایسلند (زبان ایسلندی).
مثالها
On voit bien un poète islandais du onzième siècle rencontrer par avance les plus sombres imaginations du Dante, ou plutôt les emprunter de même à la France, où il était venu les chercher pour les mêler bizarrement aux traditions du Nord, […]. — به خوبی میتوان شاعری ایسلندی از قرن یازدهم را دید که پیشاپیش تاریکترین تخیلات دانته را ملاقات میکند، یا بهتر بگوییم آنها را به همان شکل از فرانسه وام میگیرد، جایی که آمده بود آنها را جستجو کند تا به طور عجیبی با سنتهای شمال درآمیزد، […].
Quand on traverse pour la première fois une rivière islandaise, on ne peut se défendre de la crainte; mais on s’accoutume vite à ce genre d’émotion, et l’on finit même par y trouver un certain charme. — وقتی برای اولین بار از رودخانهای ایسلندی عبور میکنی، نمیتوانی از ترس خودداری کنی؛ اما به سرعت به این نوع احساس عادت میکنی و حتی در نهایت جذابیت خاصی در آن مییابی.
Les trolls font partie des personnages légendaires qui peuplent les croyances islandaises. Les Islandais donnent ainsi une histoire aux fameuses formations rocheuses Reynisdrangar à Vík. — ترولها بخشی از شخصیتهای افسانهای هستند که باورهای ایسلندی را پر میکنند. ایسلندیها بدین ترتیب به سازندهای سنگی معروف رینیسدرانگار در ویک تاریخی میدهند.
Je connais deux mots d’islandais : velkomin et kveðja. — من دو کلمه از ایسلندی میدانم: velkomin و kveðja.