isoler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\i.zɔ.le\/

Conjugaison du verbe isoler

فعل

  1. تنها گذاردن
  2. کسی را کنار گذاشتن تا از هر تماس یا ارتباطی پرهیز شود.
  3. چیزی را جدا از زمینه‌اش در نظر گرفتن.
  4. عایق‌بندی حرارتی یا صوتی ساختمان، اتاق و مانند آن.
  5. جدا کردن یک جزء از مخلوط و به دست آوردن جسم خالص.
  6. جلوگیری از تماس رسانا یا مدار با دیگری.
  7. جدا شدن از جامعه و کنار کشیدن جسمانی یا ذهنی.

مثال‌ها