iso-
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
سایر · /\i.zo\/
سایر
پیشوندی به معنای برابر، برای ساخت واژههای علمی و فنی
Mots liés
isotope
isobare
isotherme
isocèle
isochrone
isochronisme
isomère
isomérie
isomérisation
isométrie
isométrique
isomorphe
homo-
isobare
isobarique
isolable
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی