tapis

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ta.pi\/

اسم

  1. قالی
  2. ماهوتِ سبزی که آن را سفت روی میزِ بیلیارد می‌کشند.
  3. موضوعِ گفت‌وگو یا بحث؛ آنچه مطرح است.
  4. زمین
  5. آنچه مانند فرش زمین را می‌پوشاند
  6. همهٔ ژتون‌هایی که یک بازیکن در اختیار دارد. به‌صورتِ حرفِ ندا یعنی «همه را وسط گذاشتن».
  7. بسترِ صوتی که همراهِ گفتار پخش می‌شود.
  8. هتل بدنام

مثال‌ها