tarabuster

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ta.ʁa.bys.te\/

Conjugaison du verbe tarabuster

فعل

  1. وسواس ایجاد کردن، آشفته کردن
  2. آزار دادن، مزاحم شدن، اذیت کردن
  3. نگرانی کردن، خود را آزردن

مثال‌ها