mosaïque

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\mɔ.za.ik\/

اسم

  1. موزائیک
  2. مکعب‌های کوچک تشکیل‌دهنده موزاییک
  3. ترکیب چیزهای متمایز بصری
  4. بخشی از تصویر با وضوح پایین برای پنهان کردن محتوا
  5. وضعیت داشتن سلول‌های سالم و ناسالم از نظر ژنتیکی
  6. الگوی فضایی مناطق متمایز اکولوژیکی
  7. ترکیب تصاویر عکاسی با تطبیق هندسی
  8. علائم بیماری‌های ویروسی

صفت

  1. مرتبط با هنر موزائیک
  2. متنوع، متشکل از عناصر مختلف

مثال‌ها