mosaïque photographique
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\mɔ.za.ik fɔ.tɔ.ɡʁa.fik\/
اسم
موزاییک ساختهشده از عکسهایی که با شبکه پلانیمتری به مقیاس تقریبی یکسان رسانده شدهاند.
Mots liés
mosaïquer
mosaïste
mosan
Moscou
Moscova
Moscovite
Moscow
Moskou
Moskova
mosquée
mossie
Most
mot
mot à mot
mot à mot
mot clé
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی