pèlerinage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pɛl.ʁi.naʒ\/

اسم

  1. واقعیت؛ حقیقت
  2. رسیده؛ پخته
  3. ساخته‌شده؛ بنا شده
  4. آرایش‌کرده
  5. عادت‌کرده؛ خو گرفته

مثال‌ها